چهارشنبه.سوری....
اما می بینیم كه در میانه سده چهارم هجری ، از این جشن و چگونگی بر پایی و هنگام آن و نیز دیرینگی اش سخن به میان است . برابر این آگاهی كه در نسک(كتاب) تاریخ بخارای ابوبكر محمد بن جعفر نرشخی آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان سامانی ، در میانه سده چهارم هجری ، این جشن با شكوهی بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوری» نامیده می شده است .
چون در روز شماری تازیان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار می رفته شب چهارشنبه ی پایان سال را با « جشن سوری » به شادمانی پرداخته و بدین گونه می كوشیدند تا نحسی و نا خجستگی چنین شب و روزی را بر كنار كنند . همچنین جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازیان اشاره می كند . منوچهری در این روز مردمان را به شادمانی می خواند تا از نا خوبی و بد یمنی آن رها شوند .
( عبدالعظیم رضایی ، صص 119 –118 )
اما بر پایه ی پژوهش های انجام شده ، زمان باستانی « جشن سوری» را می توان در این سه گاه باز جست :
۱. شب بیست و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه ی كوچك
۲. نخستین شب پنجه ی بزرگ یا پنجه ی وه كه پنج روز كبیسه است و نخستین شب و روز « جشن همسپهمدیم» (آخرین گاهنبار سالانه)
۳. دیدگاه سوم ، شب پایانی سال است كه ارجمندترین روز « جشن همسپهمدیم» و جشن آفرینش انسان است . ( هاشم رضی ، ص 149 ) .
افزون بر این و بنا به سنتی كه برای برخی رویدادهای بزرگ و جشن های باستانی ، برابر نهادی اسلامی نیز بدست داده شده است ، آتش افروزی و شادمانی شب چهارشنبه ی آخر سال را برخی به قیام مختار ثقفی كه به خونخواهی حسین و فرزندانش قیام كرده بود ، نسبت می دهند : « مختار وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی كشتگان كربلا قیام كرد ، برای این كه موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر كفار بتازد ، دستور داد كه شیعیان بر بام خانه ی خود آتش روشن كنند و این شب مصادف با چهارشنبه آخر سال بود و از آن به بعد مرسوم شد» ( محمود روح الامینی ، ص 50 ) .
واژه « سوری » پارسی به چم(معنی) « سرخ » می باشد و چنان كه پیداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « میهمانی » هم در فارسی به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در این روز نیز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است . در گذشته جشن های آتش كاملا" حالت جادویی داشته و بسیار بدوی بوده است . چگونگی این جشن ، همسانی و مانندگی های فراوانی به جشن سده دارد .( مهرداد بهار ، ص 233 )
استاد پورداود ، پس از بزرگداشت این جشن باستانی ، به جستار(مبحث)ویژه ای اشاره دارد و بر این باور است كه رسم پریدن از روی آتش و خواندن ترانه هایی همچون « سرخی تو از من ، زردی من از تو و … » از افزونه های پسا – اسلامی است و از دیدگاهی ، بی احترامی به جایگاه ارجمند آتش به شمار می رود . ( ابراهیم پور داود ، ص 75 )
اما به گفته یكی از دوستان به آسانی میتوان این نگره را رد كرد:
نخست دیدگاه مردم ایران نسبت به آتش؛خوب یكی از جنبه های تقدس آتش پاك نمودن بیماریها و دور كردن ارواح خبیثه (به تعبیر آن دوران) بوده است؛ برای نمونه در صورت سرایت طاعون رخت و ابزار بیمار را در آتش می ریختند تا از بدی ها پا ك شود؛ و ۱۰۰٪ این بی احترامی به آتش بشمار نمی آید.
همین امروز هم رسم اسفند دود كردن و گرد خانه تاب دادن رایج است(برای زدودن شر و بیماری و چشم زخم)كه باز مانده از گذشته است؛ هم اكنون پریدن از روی آتش هم می توانسته با فلسفه پاك كردن نفس صورت گرفته باشد.
دوم گذر سیاوش از آتش؛ خب باید ببینیم سیاوش چگونه از آتش گذشته است!
فردوسی می گوید:
ســیــاوش ســیــه را بــه تــنــدی بــتـــاخـــت نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت ز هــرســو زبــانــه هــمــی بـــركـــشـــیـــد كــســی خـــود و اســـپ ســـیـــاوش نـــدیـــد
خب آتش انبوهی بوده و سیاوش هم تیز از آن گذشته است؛ و می دانیم كه گامهای اسب ریخت پرش دارد؛ پس سیاوش به آرامی ونرمی از آتش نگذشته است.
گویند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش از كم شمار نبشته های بجای مانده از زمانه ئ پیش از چیرگی تازی است، گویا خودش برای اثبات حقانیت خود ، از آتش گذشته و یا سینه ئ خود را سوزانیده بوده است ( مانند داستان سیاوش) و این چهارشنبه سوری هم به احتمال زیاد گونه ای آزمون آتش، یادگار آزمون آتش در آیین كهن ایران است.
برخی از آیین های جشن سوری
بوته افروزی ، آب پاشی و آب بازی ، فالگوش نشینی ، قاشق زنی ، كوزه شكنی ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوری ، آجیل مشگل گشا ، شال اندازی ، شیر سنگی
( توپ مروارید ) و … (علی بلوك باشی ، صص 63 – 57 ، بهرام فره وشی ، صص 49-44)
منبع:http://www.irandeserts.com/articles/772.htm
چهارشنبه سوری شادی رو برای همه شما عزیزان آرزومندم
با سلام و عرض ادب خدمت شما بازدید کننده ی محترم و گرامی